الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

506

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

وكيع گفت : هفتاد سال تكبير اول نماز جماعت از او فوت نشد . و خريبى گفت : پس از او عابدتر از وى نيامد . و مالك از او به ارسال روايت مىكند ؛ چون از خود اعمش حديث نشنيد و خوش طبع بود روزى نزد طلبهء علم آمد و گفت : اگر آنكه در خانهء من است ( يعنى زوجه‌اش ) نزد من مبغوض‌تر از شما نبود بيرون نمىآمدم و روزى مردى خواست ميان اعمش و زوجه‌اش را اصلاح كند با زوجهء اعمش گفت : از اينكه چشم شوهرت كم سو است و آب از آن روان است و ساق پايش باريك است غم مخور ، كه او امام و پيشواى عصر است . زن گفت : من او را براى ديوان رسائل نمىخواستم . اعمش گفت : تو بيشتر عيوب مرا به زنم نمودى . روزى جولايى با او گفت : در شهادت جولا چه گويى ؟ گفت : با دو عادل پذيرفته است . وقتى ذكر اين حديث نزد او شد كه هر كس هنگام تهجّد بخوابد شيطان در گوش او بول كند اعمش گفت : چشم من همان از بول شيطان عليل شده است [ 1 ] . هشام بن عبد الملك براى او نوشت : فضائل عثمان و مساوى على عليه السّلام را براى من بنويس . نامه را بگرفت و بخواند و گوسفندى نزديك او بود نامه را در دهانش گذاشت تا بخورد ( گوسفندان عربستان كاغذ مىخورند ) و با فرستادهء هشام گفت : اين است جواب كاغذ . فرستاده الحاح كرد و به آشنايان اعمش متوسّل گرديد و گفت : تو را جواب نبرم هشام مرا مىكشد جواب نوشت : بسم اللّه الرحمن الرحيم اگر مناقب همهء اهل زمين براى عثمان ثابت باشد تو را سودى ندارد و اگر مساوى همهء مردم ( نعوذ باللّه ) على عليه السّلام را باشد تو را زيانى نرساند خويشتن را باش و السلام انتهى كلام ابن العماد . و ابو على در رجال خود اعمش را از روات شيعه شمرده است و علّامهء حلّى و ديگران از علما وى را از شيعه نشمردند و صحيح آن است كه اعمش از دوستان اهل بيت بود اما شيعى امامى نبود و شايد كسى براى ائمّه - عليهم السلام - معجزه و منقبت و فضائل معتقد باشد و زيارت قبور آنها را موجب نيل به سعادت داند و شفاعت ايشان را نزد پروردگار مقبول شمارد اما آنها را معصوم نداند در اين صورت او امامى مذهب نيست . و گروهى از اهل سنت همچنين بودند و هستند و با همهء آن فضائل كه براى ائمّه قائل بودند چنان نبود كه اگر آنها در حكم دينى چيزى مىگفتند و علماى ديگر چيز ديگر يقين كنند به بطلان قول ديگران و صحّت قول ائمّه - عليهم السلام - و احترام اين مردم از ائمّه نظير احترام ماست از حضرت عبد العظيم و حضرت عباس و زينب - سلام اللّه عليهم اجمعين - .

--> [ 1 ] شرح اين حديث را در حواشى ارشاد القلوب ديلمى ذكر كرده‌ام .